انتظار

/ انتظار /


شب است ومن / بیدارم /

اسمان ابری است

وماه.......

 

از پنجره اطاقم

قابی برای اسمان ساخته ام و.......

منتظر/ افتابم /

/ خروس / می خواند

شب روبه پایانست

اما.......

شهردرخواب است 

ومن.......

منتظردرقاب

تفسیروتحلیل شعرنیمایوشیج ( خانه ام ابری است )


                                            /بنام خدا/

ازاین پس سعی می شود هرازچندگاهی یکی ازشعرهای برجسته ترین

شاعران معاصر ( شعرنو یابه عبارتی شعرنیمائی ) 

 راباتحلیل وتفسیربه روی کاغذ اورده-

- شاید قدمی هرچند کوچک برای شناسائی انها که بارسنگین نیمی-

- از ادبیات نوین ایران زمین رابردوش داشته اند برداشته شود.

 واین عمل میسر نمی شود مگر به کمک وهمیاری شما دوستان و

دوستداران ادبیات این مرز و بوم :

حال از زنده یاد نیما یوشیج / پدرشعرنو/ اغاز می کنیم





اولین شعر/خانه ام ابری است/ ازنیمایوشیج

تفسیروتحلیل ازاستاد ارجمند محمدحقوقی




          /خانه ام ابری است/


خانه ام ابری است

یکسره روی زمین ابری است با ان

ازفرازگردنه – خرد و خراب و مست

باد می پیچد :

یکسره دنیا خراب از اوست

و حواس من :

ای نی زن . که تورا اوای نی برده است دور از ره – کجایی ؟

خانه ام ابری ست اما

ابربارانش گرفته است :

درخیال روزهای روشنم کزدست رفتندم –

من به روی افتابم

می برم درساحت دریا نظاره –

و همه دنیاخراب وخرد ازباد است-

وبه ره – نی زن که دایم می نوازد نی –

دراین دنیای ابراندود

راه خود را دارد اندر پیش :

                                  نیما یوشیج 1331

                                                  ..................................

تحلیل وتفسیر:/ خانه ام ابری است /

استاد : محمد حقوقی

کمترشعری است که به این سادگی اغازشود :

خانه ام ابری است

یکسره روی زمین ابری است با ان

این شعرساده رادرسرزمینی که ششصد سال – اززمان حافظ تاحال –

سابقه سخنوری ومضمونسازی

دارد چگونه باید توجیه کرد؟

نه نشانه های سخنوری ومضمونسازی دران است-ازلحاظ کهنه پرستان –

ونه پیچیدگیهای تصویری ازنظر نوجوانان:

انان براین گونه شعرمی خندند و اینان خیال می کنند که با یکبارخواندن به

 همه جوانب ان دست یافته اند-

- وصرفا از این روازنیما ستایش می کنند که پدرشعرامروزاست ولاغیر.

 

 

وراستی مگر می شود که شاعری درخانه ابری اش بنشیند و به همین

 ساد گی ازاندوه خود سخن بگوید؟ اری می شود. 

مگرنه هرشعر خوب وکامل جز به همان صورت که نوشته شده است نمی

 توانست ونمی بایست نوشته شده باشد؟

 واین بایستن ایا مگرنه ازصمیمیت شاعرناشی می شود؟

صمیمیتی که عامل اصالت افرینش هنری است؟

واین اصالت مگرنه نتیجه برخورد شاعر باجهان خارج ونحوه حصول ارتباط

ناشی ازحساسیت فطری و تجربیات تدریجی خاص اوست؟

ومگرنه همین است که / سبک / را توجیه می کند؟ ونیز مفهوم / زبان / و

/ فضا / ی ویزه شاعر وشعررا؟ انچنانکه اگرنیما می گوید:

خانه ام ابری است

یکسره روی زمین ابری است با ان

این فقط اوست که این چنین می گوید. ونه هیچ شاعردیگر.

اوبازبان ویژه خویش. 

زبانی که به ساده ترین وجه از/ نثر / فاصله می گیرد –

 تنها با توجه به دوکلمه / با - ان /

توضیح اینکه صرفا به علت خانه ابری اوست که جهان نیز ابری است.

وچون چنین است (یعنی خلاف واقعیت) پس این فقط گفتن مستقیم

 /خانه ام ابری است/نیست

-انچنانکه درواقعیت بیرونی است- ودرمنطق نثری . بلکه حرفی است دیگر.

واین دربند بعد بهترپیدامی شود:

ازفرازگردنه – خرد و خراب ومست

باد می پیچد

یکسره دنیا خراب ازاوست

وحواس من

بادی ازفرازگردنه می پیچد- با ان صفات گویا:

خرد وخراب ومست – واگردنیا خراب است صرفا ازبیداد اوست – ونه همان

دنیاکه حواس شاعر نیز . 

 حواس شاعریعنی نقطه عطف منطق شعری.حواسی اشفته از /باد/!

 که به ناگزیرخانه را ابری احساس کرده است.خانه ابری که همه جهان نیز

همراه با ان ابری است وبادی تعیین کننده زاویه دید او. وچون پس از ان

می گوید:

ای نی زن که تو را اواز نی برده است دور از ره کجایی؟

ضمن اینکه دروهله نخست به نظرمی رسد که خط فاصله بینش

خودرابا /نی زن /

مشخص کرده است (وانصاف دهید کدام ذهن پیشرفته ومتشکلی رامی

 توانید حتی...........

به تصوردر اورید که پس از ان مقدمات به چنین سطری برسد) – فی الواقع

 باتکرار ان سطر در بند بعد

 ذهن خواننده رامتوجه مفهوم مخالف ان نیزکرده است:

خانه ام ابری است اما

ابربارانش گرفته است

با کلمه / اما / اولین پرتوامید درفضای مه الود شعرمی تابد: ابری اماده

 بارش .

سطری که مانند پنجره ای درحصارتاریک شعربازمیشود- تاشاعرازکنار ان بر

سطح دریا به چهره افتابش بنگرد:افتاب روزهای روشنی که از دست رفته

اند.اما این پنجره ای است که در خیال باز می شود.چرا؟

که همه دنیاخراب وخرد ازباد است.

 ونی زن که تنها به نواختن نی دل بسته است دراین دنیای ابر اندود

همچنان به راه خود ادامه می دهد:

وبه ره نی زن –

که دائم می نوازد نی –

دراین دنیای ابر اندود راه خود را دارد اندرپیش

ایاهیچ شعردیگری هست که چنین ساده وغمناک وچنین زیبا و تمام

ناشدنی به پایان رسد؟

ومگرنه هرشعربزرگ همچنان به حرکت خود ادامه خواهد داد وهیچگاه-

- به نقطه پایان نخواهد رسید؟

اکنون شعر رابزرگ کنید! خانه راکه سرزمینی است دیگر و باد را هیولایی

دیگر و حواس اورا که حواس انسان بهت زده اما پاک و اندوهگین قرن ماست

ونی زنها را و بالاترازهمه شاعری بزرگ را که درکنارپنجره ذهن خود در این

جهان تاریک ایستاد ه است :

 

تاشعری دیگر و تحلیل و تفسیری دیگربه درود:

درانتظارنظر و راهنمائی شمادوستان هنردوست وهنرور هستم: