جهان هستی
/ دنیای پس ازمرگ /
شب خود شب چراغ راه من بود ...... انچنانكه افتاب خورشيدرا
روز راه من و دشت بود و كوهساران ...... انچنكه بهارسبزه را
ما از پی چی میگردیم؟ وچه میخواهیم؟ وبه کجامیرویم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خود هم نمیدانیم !
لحظه هايي است كه انسان با خود خلوت ميكند ودر عميق ترين فضاهای ذهن خود
به تكاپو ميپردازد .ته مانده هاي ذهن خودرا زيرورو ميكند .
به گذشته هاي دور و نزديك سرك ميكشد.
زمان و مكاني نيست .گذشته و حال همه در ظرفي از زمان دربرابر ديده ات
ايستاده اندو بهت ذل زده اند وشايدهم بر عكس .
دنياي عجيبيست . ايا اينها همه نشانه است؟
دنياي بعداز مرگ چه نوع دنيايي است ؟؟؟؟؟؟؟؟
انسان بعداز خروج از دنياي بسته رحم قدم به چه دنيايي گذاشته است ؟
ايادنياي كنوني ما در برابر دنياي بعداز مرگ نيز رحمي كوچك نخواهدبود ؟
(حضرت مولانادراین باره چه خوب گفته است )
ازجمادی مردم ونامی شدم
وزنمامردم به حيوان برزدم
مردم ازحيوانی وادم شدم
پس چه ترسم کی زمردن کم شدم
جمله ديگربميرم ازبشر
تابرارم ازملائک پروسر
بارديگرازملک قربان شوم
انچه اندروهم نايد انشوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون
گويدم / انااليه راجعون /
/ شمابه زندگی بعدازمرگ چه نظری دارید /






/زندانی خویشتن/